منشاء پیدایش، تاریخچه و پراکنش گلمحمدی
جنس Rosa متعلق به خانواده گلxadسرخیان[۲] و زیر خانوادهRosoideae دارای بیش از ۲۰۰ گونه و ۱۸۰۰۰ رقم یکی از معروفترین گیاهان زینتی است (Gudin., 2000). اکثر گونههای رز بهصورت درختچه هستند و برگهای پایا و خزان کننده دارند و معمولاً در نواحی معتدل نیمکره شمالی پراکندهشدهاند . یکی از قدیمیترین گیاهان خانواده رزاسه،گلمحمدی است که استفاده از آن به سالهای دور برمیگردد. گلمحمدی در ابتدا بهصورت وحشی بوده و هنوز هم بهصورت خودرو در قفقاز، سوریه، مراکش و اسپانیا رشد میکند (Beales et al., 1998; Rusanov et al., 2005 ) . به نظر میرسد که گلمحمدی نوعی دورگه حاصل از گونههایR. gallica و R. canina باشد. ولی در پژوهشی که در سال ۲۰۰۰ میلادی در ژاپن انجام پذیرفت، سه گونه R. moschata و R. gallica و R. fedschenkoana بهعنوان والدین گلمحمدی شناخته شدند (Gault and Synge., 1971).
منشأ آن هنوز مشخص نیست ولی اکثرا مبدا آن را کشورهای بلغارستان، ایران، ترکیه، هند میدانند. درمجموع به نظر میرسد که گلمحمدی نیز مانند سایر گونههای رز از خاورمیانه به کشورهای اروپایی برده شده است (Saakov and Rieksta., 1973).
با توجه به همین موضوع از آنجا که گل محمدی اولین بار از دمشق به کشورهای اروپایی معرفی شد ، آن را رز دمشقی یا نامگذاری کردند. پژوهشهایی که به بررسی تنوع ژنتیکی گل محمدی پرداختند نشان دادند که گل محمدی دارای یک مرکز پیدایش اولیه (به احتمال زیاد ایران) بوده است که از آنجا به سایر نقاط(ترکیه و بلغارستان) منتقل شده است . زیرا گل محمدی موجود در ترکیه و بلغارستان یکی هستند .
گل محمدی به دو دسته ی قدیمی و جدید تقسیم بندی می شود:
الف) گل محمدی قدیمی (بهاره)َ
این گروه از گل محمدی، دارای ویژگی های مورفولوژیکی و ظاهری می باشد که در بالا ذکر شد . دارای گلهای صورتی رنگ نیمه پر پر می باشد. این گروه در واقع بخش عمده ای از مزارع گل محمدی جهان به خصوص در ایران را شامل می شود و همان گل محمدی معروف است که توسط کشاورزان مورد کشت و کار قرار می گیرد.
ب) گل محمدی جدید (پاییزه)
این دسته از گل محمدی به فرم درختچه ای گسترده و به ارتفاعی در حدود ۵/۱ متر و عرض ۲/۱ متر رشد می کنند. گلها به رنگ قرمز صورتی هستند که حالت خوشه ای باز دارند که قطر گل ها در برخی موارد تا ۹ سانتی متر هم می رسد. این گروه بیشتر خواستار مناطق با آفتاب زیاد و گرم هستند .
زمان گلدهی این واریته ها بیشتر در اواخر تابستان و پاییز است بدین جهت گل محمدی پاییزه خوانده می شوند.
تاریخچه ی گل محمدی در ایران و جهان
پیدایش گل رز از ۳۰ میلیون سال پیش، با توجه به سنگواره ها به اثبات رسیده است، همچنین سوابق نشان می دهد که در سرزمین چین از این گل برای تزیین در حدود ۶۰۰ سال قبل از میلاد استفاده می شد.گلبرگهای گلمحمدی از قرنها قبل مصرف خوراکی داشتند. استفاده از گل رز معطر در ایران به بیش از ۲۵۰۰ سال پیش بر می گردد. تاریخ نشان می دهد که در باغهای ساسانی از رزهای معطر استفاده می شد و برای درمان بیماری ها گلبرگهای این گلها را در چربی ها قرار داده و اسانس آن را استخراج و استفاده می کردند. در ادبیات ایران نیز گل سرخ جایگاه خاصی دارد. در کتاب بوندهشن (دایره المعارف زرتشتی) از گل سرخ و نسترن با احترام یاد شده است .
بوعلی سینا، دانشمند ایرانی در قرن چهارم هجری، از این گیاه گلاب استخراج کرده و مورداستفاده دارویی قرار داده است. در قرونوسطی از عصاره بهدستآمده از این گیاه در درمان افسردگی استفاده میشده است. استخراج گلاب از قرنها پیش در ایران صورت میگرفته است که در قرن چهاردهم از ایران به قسمتهای از امپراتوری عثمانی و آسیای صغیر گسترش یافته است. به گزارش تاریخنگاران گلاب یکی از اقلام تجاری ایران بوده که به کشورهای چین و هند صادر میشده است. از اوایل قرن دهم میلادی صنایع مربوط به فراوری گلمحمدی در ایران و بهخصوص در شیراز متمرکز گردید. صنعت گلابگیری بهتدریج از ایران به سایر کشورهای اروپایی و آفریقایی منتقل شد (Beales et al., 1998; Rusanov et al., 2005) . گل محمدی را به عنوان گل ملی ایران معرفی کرده اند.
انواع ژنوتیپ های موجود درایران
با توجه به مدارک و شواهد موجود و تحقیقاتی که در چند سال گذشته انجام شده است، تقریبا مشخص شده که ایران و یا به طور کلی منطقه ی خاورمیانه منشا پراکنش گل محمدی می باشد. در بیشتر مناطق ایران به ویژه مناطق کوهستانی (غرب کشور) گل محمدی به صورت خودرو و وحشی وجود دارد .همچنین در دامنه های جنوبی رشته کوه البرز، کوهپایه های مرکزی فلات ایران و قسمت زیادی از استانهای خراسان، سمنان، گلستان، یزد،کرمان و چهارمحال و بختیاری با توجه به مساعد بودن شرایط برای رشد گل محمدی، این گل به صورت وحشی و یا به صورت کشت و کار زیاد وجود دارد. در ایران انواع گوناگونی از نسترن وحشی یا سگ گل وجود دارد که بیشتر در نواحی مرتفع به صورت خودرو وجود دارند. از بین نسترن ها ، برخی مانند نسترن شیراز و گل محمدی دارای عطر بیشتری هستند و عموما کشت می شوند و در صنایع گلاب گیری کاربرد دارند. تعداد زیادی از این نسترن ها به صورت دو رگ وجود دارند. گل محمدی که در مناطق چالوس، کندوان و سمیرم اصفهان به صورت خودرو می روید دارای ۵ گلبرگ است. نوعی گل محمدی در ایران وجود دارد که به گل محمدی صد پر یا لندنی معروف است ،بیشتر تزیینی است و از نظر ظاهری به گل محمدی کاشان شباهت زیادی دارد ولی سطح پلوئیدی بالاتری دارد. تعداد گلبرگ های این رقم ۱۴۰ تا ۱۶۰ عدد به رنگ صورتی هستند که از نظر عطر نیز به گل محمدی کاشان شباهت دارد. در گل محمدی کاشان، تبریز، لواسانات و کازرون بر روی ساقه خارهای متعددی وجود دارد که ساقه های جوان تر تعداد بیشتری خار دارند. در گل محمدی سمیرم و میمند ساقه ها تقریبا بدون خار هستند. عمر بوته های گل محمدی معمولا ۴۰ تا ۵۰ سال می باشد. اما عمر اقتصادی آن در حدود ۲۵ سال است.
بیش از ۴۰ ژنوتیپ گل محمدی در ایران شناسایی شده است که اغلب به نام منطقه و استانی که در آن کشت می شوند شناسایی و معرفی می شوند. از این بین ژنوتیپ های آذربایجان، اصفهان (کاشان)، خراسان، فارس،کرمان و تهران(لواسانات) شهرت بیشتری داشته و بیشتر مورد استفاده قرار می گیرند. با توجه به پژوهشی که به منظور بررسی ژنتیکی گل محمدی انجام شد، میزان تنوع در بین گل محمدی موجود در هر استان بسیار بیشتر از تفاوت بین استانی می باشد. تحقیقات زیادی در جهت شناسایی خصوصیات مورفولوژیکی این ژنوتیپ ها انجام شده است که نشان می دهد با توجه به شباهت زیاد ژنتیکی و ظاهری، برخی تفاوت ها در ظاهر گیاه ، تعداد گلبرگها، عملکرد اسانس، مقاومت به بیماری ها و زمان گلدهی وجود دارد. در زیر به طور خلاصه برخی از ویژگی ها و تفاوت های بین این ژنوتیپ ها ذکر می شوند.
مناطق عمده ی تولید گل محمدی در ایران
کاشان
شهرستان کاشان در بخش میانی ایران و درکنارکویر مرکزی ایران واقع شده است.در کاشان دو اقلیم متفاوت وجود دارد، یکی اقلیم کوهپایه ای با تابستان های معتدل و خشک و زمستان های سرد و دیگری اقلیم دشت می باشد که با تابستان های گرم و خشک و زمستان های معتدل و دارای اقلیمی بیابانی است. میانگین سالانه ی بارندگی در این منطقه ۱۳۰ میلی متر و میانگین دمای سالانه ۱۹٫۳ درجه ی سانتی گراد می باشد. رویشگاه های گل محمدی در کاشان به طور عمده در بخشهای غربی و جنوب کاشان متمرکز هستند که طول جغرافیایی ۵۱ درجه ی شرقی و عرض جغرافیایی ۳۳ درجه ی شمالی را شامل می شوند. با توجه به مناسب بودن شرایط آب و هوایی این منطقه بیشتر کشاورزان به کشت گل محمدی می پردازند. تقریبا بیشتر روستاهایی که در این منطقه به کشت گل محمدی می پردازند کوهستانی و کوهپایه ای بوده و تا ارتفاع ۳۵۰۰ متری از سطح دریا هم، مزارع گل محمدی گسترده اند. کاشت گل محمدی در حاشیه ی کویر به علت تغییر ارتفاع و سردی هوا در شب به خصوص زمستان میزان اسانس را کاهش داده هرچند از نظر عملکرد مناسب بوده است. لازم به ذکر است که با افزایش ارتفاع و کم شدن دما تبخیر و تعرق از سطح گلبرگ کاهش می یابد که می تواند یک علت در افزایش اسانس این مناطق باشد، اگرچه خشک کردن فیزیکی گلبرگ در مناطق کوهستانی به همین دلیل دیرتر از مناطق دشت امکان پذیر است.
با توجه به توقع کم گل محمدی و سازگاری این گیاه در برابر عوامل نامساعد محیطی می توان آن را در مناطق حاشیه ای کویر کشت کرد ولی تاثیر سوء اثرات محیطی مانند بادها را بایستی در نظر گرفت.
سابقه ی کشت
از گذشته های دور گل محمدی در کاشان به ویژه قمصر کاشته می شده است که از تاریخچه ی آن اطلاع دقیقی در دسترس نیست. اما کاشت گل محمدی به طور گسترده از صد و پنجاه سال پیش شروع شده و ادامه یافته است. صنعت گلاب گیری از دیرباز در کاشان رونق داشته و تاکنون نیز ادامه دارد که نقش مهمی در فرآوری گل محمدی در کشور را ایفا می کند .
در گلپایگان و نطنز هم گل محمدی به ترتیب در سطح ۵ و ۳ هکتار کشت و کار می شود. از کود دامی ۱۵ تن در هکتار در هر دو سال استفاده می شود و زمان برداشت هم از اردیبهشت تا اوایل تیر انجام می شود. البته گلبرگ های تولید شده در نطنز به کاشان منتقل می شوند. هر دو تا سه سال، یک هرس نیمه کف بر و هر ۴ تا ۶ سال یک بار، یک هرس کف بر کامل به منظور بازجوان سازی بوته ها انجام می شود.
استان فارس
از جمله مناطق مهم تولید گل محمدی در استان فارس می توان منطقه ی داراب با داشتن ۱۶۸۰ هکتار گل محمدی و منطقه ی فیروزآباد ۴۶۰ هکتار گل محمدی را نام برد. زمان کاشت از ابتدای اسفند ماه تا اواسط فروردین می باشد. اکثرا از پاجوش استفاده شده در گودال های به عمق ۳۰ تا ۵۰ سانتی متر و به صورت جوی و پشته با فواصل ۲ در ۴ متر کشت می شوند. اطراف بوته ها را هرساله پاکنی کرده و در صورت امکان تردد بین ردیف ها، بین بوته ها را شخم می زنند. و در بهمن ماه هرس زمستانه و در خرداد پس از برداشت گل، هرس سبز انجام می شود. در این مناطق با توجه به مرتفع بودن می توان گل محمدی را به صورت دیم کشت کرد.
میزان و نوع کود کاربردی
بیشتر کشاورزان در ابتدای کاشت نهال گل محمدی حدود ۵ تن کود دامی را به زمین اضافه می کنند. از کود شیمیایی به میزان کمتر و هر چندسال یکبار به میزان ۱۰۰ تا ۱۵۰ کیلوگرم از کودهای فسفات آمونیوم استفاده می کنند.
زمان برداشت
از ابتدای اردیبهشت ماه تا اواخر خرداد ماه بوته هی گل محمدی در این مناطق گل می دهند .
کرمان
یکی از استان های با سطح کشت تقریبا زیاد در کشور است که بیشتر در برد سیر، بافت، سیرجان، کرمان، بم و زرند گل محمدی در مزارع وسیعی گسترش یافته است. با توجه به اطلاعاتی که در چند سال گذشته جمع آوری شده است سطح کشت گل محمدی در کرمان حدود ۱۶۳۰ هکتار می باشد. کشت در اواخر زمستان و اوایل بهار انجام می شود که عمدتا به صورت کرتی و جوی و پشته ای با فواصل ۲ در ۲ انجام می شود.
میزان و نوع کود کاربردی
عمدتا ۱۵ تن کود دامی پوسیده در هر هکتار استفاده می شود و گاها از ۱۰۰ کیلوگرم کود اوره و ۲۵۰ کیلوگرم فسفات در هر هکتار استفاده می شود. نکته ی جالب توجه این است که در برخی باغات گل محمدی از تفاله های گل برگ به دست آمده پس از گلاب گیری به جای کود دامی استفاده می کنند که نتایج مثبتی را در پی دارد و همچنین می تواند یک گام مهم در تولید ارگانیک گل محمدی باشد.
برداشت
شروع برداشت در کرمان از اردیبهشت ماه شروع می شود و تا نیمه ی تیرماه انجام می گیرد که در اوایل صبح و به صورت دستی انجام می شود. برخی کشاورزان یک ماه قبل از شروع برداشت گل محمدی آبیاری را متوقف می کنند تا میزان اسانس کاهش نیابد.
یکی از مشکلات مهم این مناطق وزش بادهای سوزان است که تاثیر منفی بر رشد و درصد اسانس گل محمدی دارد. همچنین نبود صنایع مدرن گلاب گیری در این نواحی مشکلاتی را برای کشاورزان پیش می آورد.
استان آذربایجان شرقی
مراکز عمده تولید در این استان عبارت اند از اسکو، آذر شهر، شبستر ، تبریز و میانه هستند که تقریبا در حدود ۷۰۰ هکتار باغات گل محمدی را شامل می شوند. معمولا قبل از کاشت نهال ها ، آنها را از ارتفاع ۳۰سانتی متری سر برداری می کنند و در ردیف های دوتایی به فاصله ی ۵۰ سانتی متر کشت می شوند.
استان مرکزی
در دلیجان، تالهر، آبجیک و هستیجان و چند نواحی دیگر گل محمدی کشت می شود. در این مناطق کشت گل محمدی در بهار و پاییز کشت می شود . در هنگام پاییز پس از خزان گیاه، پا جوشهای ریشه دار شده از بوته ی اصلی را جدا کرده و در گودال های با عمق نیم متر در فواصل ۲ در ۴ متر به صورت جوی و پشته کاشته می شوند. معمولا پس از کاشت از ۱۰ سانتی متری زمین نهال را قطع می کنند و پس از گذشت ۵ تا ۶ سال کف بری انجام می شود.
استان های خراسان رضوی، شمالی و جنوبی
به ترتیب در مشهد، چناران، تربیت حیدریه و کاشمر بیشترین سطح زیر کشت گل محمدی وجود دارد. در این استان ها با سه روش جداسازی، پاجوش و قلمه پیوند گل محمدی را تکثیر می کنند. بیشتر پاجوش ها را در گودالهای به عمق ۴۰ سانتی متر و طول و عرض ۴۰ سانتی متر کاشت می کنند. نیمی از کود شیمیایی کامل NPK با نسبت ۱۵۰٫۱۰۰٫۸۰، در دو نوبت در پایان پاییز و نیمه ی دیگر را در ایام بهار به صورت سرک به زمین می دهند.
زمان برداشت
برداشت گل در این نواحی از نیمه ی اول خرداد شروع شده و تا اوایل تیر انجام می شود.
در استان آذربایجان غربی در شهرهای ارومیه، خوی و سلماس گل محمدی کشت می شود. برداشت از اوایل خرداد تا نیمه ی نخست تیر انجام می گیرد. در استان همدان شهرستان های همدان، ملایر ، نهاوند و اسد اباد در کشت گل محمدی پیشرو هستند. برداشت از اوایل خرداد تا اواسط خرداد انجام می شود. در استان های سمنان در نواحی، دامغان، سمنان و شاهرود گل محمدی کاشته می شود که با توجه به منطقه برداشت از اواخر فروردین تا اواسط خرداد متفاوت است.
در استان گلستان نیز باغهای گلمحمدی در گرگان، مینودشت ،بندر گز و کردکوی وجود دارند. زمان کاشت پاجوشها در اسفندماه است که بهصورت کرتی انجامشده و فواصل بین ردیفها ۳ تا ۴ متر و فواصل بین بوتهها ۱٫۵ تا ۳ متر هست که در گودالهای به قطر ۵۰ و عمق ۴۰ سانتیمتر کشت میشوند. برداشت گلها از نیمهی اردیبهشت و پایان نیمه خردادماه انجام میشود.
بررسی تنوع ژنتیکی و مورفولوژی کی بین ژنوتیپ های موجود در ایران
پژوهشگران زیادی بهمنظور بررسی تنوع موجود بین ژنوتیپ های گلمحمدی موجود در استانهای مختلف کشور تاکنون کارکردهاند. همچنین سازمان تحقیقات جنگلها و مراتع در این خصوص تلاشهای زیادی را انجام داده است. ولی با توجه به انتقال پایههای گلمحمدی از رویشگاههای اصلی به سایر نقاط برای کشت، بین ژنوتیپ های موجود در هر منطقه تلاقی ایجادشده و درنتیجه نمونههای جمع آوری شده در هر منطقه را بهعنوان ژنوتیپ همان منطقه ذکر کردهاند. با استفاده از مارکر های فیزیولوژیکی و مورفولوژیکی توانستهاند تا حدود زیادی شباهات و تفاوتهای بین این ژنوتیپ های جمعآوریشده در نواحی مختلف را شناسایی کرده و طبقهبندی کنند. به استناد این مدارک میتوان گفت که استان کرمان علیرغم داشتن دومین سطح زیر کشت گلمحمدی در ایران،سابقهی طولانی در کشت گلمحمدی نداشته و پایههای کاشته شده درآن از استانهای مجاورگرفتهشدهاند. با بررسیهای مولکولی و مورفولوژیکی معلوم شد که بیشتر ژنوتیپ های استانهای اصفهان، کرمان و فارس از یک خاستگاه منشأگرفتهاند و کاملاً به هم نزدیک هستند . ژنوتیپ های ارزیابیشده از استان خراسان رضوی در یک گروه مستقل طبقهبندی شدند که تعداد خارهای کمتری رادارند. همچنین ژنوتیپ گرفتهشده از استان تهران نیز متفاوت بوده و ازنظر داشتن عملکرد بالا و پاکوتاه بودن بوتهها دارای ارزش است. همچنین ژنوتیپ های مورد ارزیابی از استان آذربایجان شرقی با توجه به فاصلهی جغرافیایی و خصوصیات مورفولوژیکی متفاوت در یک گروه جدا طبقهبندی کردند.
کشت و کار گل محمدی
انتخاب محل مناسب کشت گل محمدی
ارتفاع از سطح دریا
اکثر مزارع گل محمدی کشور ایران در ارتفاعات ۱۹۰۰ متر از سطح دریا و یا بالاتر قرار گرفتهاند. از بهترین اسانسهای تولیدشده گل محمدی میتوان به اسانس تولیدشده در منطقه لالهزار کرمان اشاره نمود که در ارتفاع ۳۰۰۰ متری از سطح دریا واقع شده است. بههرحال میتوان گل محمدی را در ارتفاعات پایینتر نیز کشت نمود به شرطی که سایر شرایط محیطی مانند دما، شدت نور، رطوبت نسبی و … نیز فراهم باشد. بهصورت کلی اقلیم مناسب کشت گل محمدی یک اقلیم ملایم با آبوهوای معتدل است.
دما
تقریباً بیشتر فرایندهای فیزیولوژیکی گیاهان تحت تأثیر دمای محیط قرار داشته و این عامل تعیین کننده طول فصل رشد مناطق مختلف جغرافیایی است. تمام گیاهان در دامنه دمایی بین ۵ تا ۴۰ درجه فعلیت میکنند. در واقع این دما به عنوان دمای بحرانی شناخته شده و دمای بهینه رشد در گونههای مختلف گیاهی بین این دو دما در نظر گرفته میشود. در رشد و نمو گیاهان خانواده رزاسه مانند گل محمدی نیز دمای هوا به عنوان یکی از اصلیترین عوامل محیطی مطرح بوده و در کشت و کار این گیاهان از اهمیت زیادی برخوردار است . دمای مناسب در کشت و کار این گیاهان در طول روز ۲ تا ۳۰ درجه و در طول شب دما بین ۱۸ تا ۲۰ درجه سانتیگراد در نظر گرفته میشود ). در گل محمدی چنانچه دمای شب در طی زمانی که گیاه وارد فاز گلدهی میشود (Kim and Lieth, 2003) به کمتر از ۱۰ تا ۱۲ درجه سانتیگراد برسد تولید اسانس بهصورت قابل توجهی کاهش پیدا خواهد کرد؛ اما دمای پایین در طی رشد رویشی و قبل از گلدهی گیاه باعث افزایش کیفیت و کمیت اسانس تولیدی خواهد شد. بههرحال محدوده دمایی مناسب پرورش اکثر گیاهان خانواده رزاسه ۱۹ تا ۲۷ درجه بیان شده است. به عقیده ویس (۱۹۷۷)دمای هوای بین ۵ تا ۱۵ درجه در طی فصل رشد و قبل از گلدهی گیاه گل محمدی باعث تولید گلهای بزرگتر و با میزان اسانس بیشتر خواهد شد. بعلاوه این محقق بیان میکند که در طول مدتزمان گلدهی گل محمدی دمای کمتر از ۱۰ تا ۱۲ درجه از گلدهی جلوگیری کرده در صورتی که دمای ۲۰ درجه باعث افزایش تولید اسانس این گل میگردد. گلدهی در این گیاه وابستگی مستقیم به تولید جوانههای جانبی داشته که بعدها به گل تبدیل میشوند. دما همچنین بر میزان تولید این جوانهها و تبدیل آنها به جوانههای زایشی مؤثر است. مقدار دما طی مدتزمان تولید جوانههای جانبی بر روی رشد بعدی این جوانهها تأثیر مستقیم دارد (Marcelis –van) .در هنگامیکه دما از ۲۴ درجه بالاتر می رود طول ساقه و تعداد گلهای تولیدی به صورت قابل توجهی کاهش خواهد یافت(Acker, 1995). در دمای پایین به علت کاهش سرعت رشد گیاه میزان کربوهیدراتهای موجود افزایش مییابد( (De Vries et al. 1982. اوشیو و همکاران (۲۰۰۸) مشاهده کردند که ظرفیت فتوسنتزی و میزان تولید بافتهای مختلف در گیاهان پرورشیافته در دمای ۲۰ درجه روز و ۱۵ درجه شب بهصورت معنیداری افزایش پیدا میکند. درسالهایی با بهارگرمترگلدهی زودتر اتفاق افتاده و در بهار خنک گلدهی به تأخیرمیافتد. در شرایط آبوهوای خنک همینگونه که گفته شد عملکرد و کیفیت اسانس تولیدی به مراتب بالا خواهد رفت .
شدت نور و طول روز
طول روز تابعی از عرض جغرافیایی و موقعیت تابش خورشید است. در بسیاری از گیاهان طول روز و شب بر فعالیتهای حیاتی تأثیر مستقیم دارد (Waldren, 2003). اگرچه در مورد گلسرخیان طول روز تأثیری در زمان گلدهی ندارد اما بر فعالیتهایی که بهصورت مستقیم با عملکرد گیاه در ارتباط هستند مانند تعداد جوانههای جانبی، سرعت و نرخ سقط گل، تشکیل شاخههای جدید، سرعت رشد و امثال آنهاتأثیرگذار است . گزارش متعددی تأثیر طول روز بر گلدهی گل محمدی را موردبررسی قرار دادهاند. در این مطالعات تأثیر متقابل دما و نور بر گلدهی گل محمدی مورد بررسی قرار رفته است. بهعنوان مثال شدت نور پایین در دمای پایین و رطوبت نسبی ۸۸% باعث افزایش عملکرد گل، افزایش کیفیت و کمیت ترکیبات مونوترپن اسانس گل محمدی شده است (Misra et al., 2002). شدت نور بالا و دمای پایین باعث افزایش کربوهیدراتهای ذخیرهای در برگها شده و میتواند به علت بازخورد منفی باعث کاهش ظرفیت فتوسنتزی گیاه شود( (Dieleman and Meinen, 2007). از طرفی شدت نور کم نیز در گونههای دیگر خانواده گلسرخیان باعث کاهش شدت رنگ گلبرگها شده است. کیفیت نور نیز مورد مطالعه قرار گرفته و مشخص شده است که تأثیر مستقیم بر افزایش شاخههای تولیدی دارد. نسبت بالای نور قرمز به مادون قرمز باعث تسریع تولید جوانههای جدید شده درصورتیکه نسبت پایین آن باعث جلوگیری از تولید آنها شده است (Zieslin and Mor, 1990).
رطوبت نسبی هوا
یکی از موارد مهمی که در کیفیت و کمیت محصول تولیدی گل محمدی تأثیر مستقیم دارد رطوبت نسبی است. بر اساس آزمایشهای انجامگرفته مناسبترین میزان رطوبت نسبی در زمان رشد رویشی گیاه ۷۰ درصد (Arkley, 1963) و در زمان شروع گلدهی و شکوفایی گلها ۶۰ درصدWeiss, 1997)) بهدستآمده است.
شرایط خاک و تأثیر آن بر رشد گیاه
رشد گیاهان تابعی از شرایط فیزیکی و شیمیایی خاک بوده و انتخاب خاک مناسب تضمینکننده عملکرد بهینه است. مناسبترین خاک برای کشت و کار گل محمدی خاک لومی عمیق و دارای PH بین ۶ تا ۵/۷ است. خاک های اسیدی باعث کاهش رشد و درنتیجه کاهش عملکرد گل محمدی میگردد. از طرفی در سال ۲۰۰۳ بریچت گزارش کرد که گلسرخیان بهصورت کلی به شرایط آهکی خاک نیز حساس هستند و در اینگونه خاکها نیز نباید کشت شوند. از کشت گل محمدی در خاک آهکی بهخصوص هنگامیکه شرایط آب نیز قلیایی باشد باید خودداری نمود (Weiss 1997). گل محمدی شرایط غرقاب را نمیپسندد و نباید در خاکهای رسی کشت شود اما در مناطقی که میزان بارندگی بسیار پایین است خاک شنی نیز نامناسب بوده و باید از ترکیب مناسب خاک که توانایی حفظ آب را دارد استفاده نمود. درخاکهای سنگین بیماریهای ریشه توسعه یافته و مشکل کمبود مواد غذایی پیش خواهد آمد (Karlik et al., 2003) . از موارد بسیار مهم در بحث کیفیت خاک میتوان به شوری اشاره کرد. هرچند در مورد میزان مقاومت گل محمدی به شوری خاک مطالعات زیادی انجام نگرفته است اما به نظر میرسد این گیاه میزان شوری تا پنج دسی زیمنس بر متر را تحمل کند [نیکبخت و کافی به نقل از (دوازده امامی، ۱۳۸۲)]. علاوه بر موارد گفته شده میزان عناصر سنگین موجود در خاک مانند سرب، کادمیوم و امثال آنها از اهمیت ویژهای برخوردار است. مثلاً با افزودن کودهای فسفری مقداری کادمیوم نیز بهطور ناخواسته و بهصورت ناخالصی موجود در این کودها به خاک افزوده میگردد. در اینجا ذکر این نکته ضروری است که فلزات سنگین در اسانس تولیدی دیده نشده اما این عناصر باعث کاهش رشد گیاه میشوند. از طرفی چنانچه هدف استفاده خوراکی از گلبرگهای گل محمدی باشد به هیچوجه نباید در اینگونه خاکها کشت شوند.
کود دهی
تکامل گلهای گل محمدی و به دست آوردن محصول باکیفیت بالا درگرو تغذیه متعادل گیاه است.گیاه گل محمدی جهت تولید محصول مناسب نیازمند تغذیه کامل تمام عناصر غذایی است. در کشور بلغارستان در هر هکتار گلستان گل محمدی ۶۴ کیلوگرم نیتروژن، ۷/۸ کیلوگرم فسفر و ۳۶ کیلوگرم پتاسیم بهصورت سالانه مصرف میشود که در این شرایط تغذیهای میزان ذخیرهشده این عناصر در گلهای مورد آزمایش به ترتیب ۳، ۳۴/۰ و ۱ درصد بیان شد(۱۹۸۷٫Koseva et al). میزان عملکرد گل و اسانس تولیدی در گل محمدی با سطوح این سه عنصر در برگها و جوانههای تولیدی در طول مدتزمان تکامل جوانهها ارتباط مستقیم دارد (Orlova,1984). مقدار این عناصر از مرحله تکامل جوانه تا مرحله گلدهی به ترتیب ۳۵، ۶۷ و ۲۵ درصد کاهش پیدا میکند (Weiss,1997). مقدار مناسب نیتروژن نیتراتی، نیتروژن آمونیومی، فسفر و پتاسیم خاک در مزارع تولید گل محمدی به ترتیب ۱۸۰-۳۵، ۲۰-صفر، ۵۰-۵ و ۳۰۰-۵۰ میلیگرم در کیلوگرم بیانشده است (Karlik et al., 2003). برای تولید محصول مناسب و مخصوصاً در خاکهای آهکی در هر هکتار ۲۰۰ کیلوگرم نیتروژن بهصورت تقسیطی و در دو نوبت و بافاصله ۱۵ تا ۲۰ روز اضافه میشود (Srivastava,1975).درمزارع گل محمدی هند در هنگام کاشت ۱۰۰ تا ۱۲۵ کیلوگرم در هکتار کود کامل حاوی ۱۸، ۳۲ و ۱۶ درصد نیتروژن، فسفر و پتاسیم با خاک گودال مخلوط میکنند و تا سال سوم هرساله مقادیر ۱۶۰ تا ۲۰۰ کیلوگرم نیتروژن، ۶۰ تا ۹۰ کیلوگرم فسفر و ۴۰ تا ۶۰ کیلوگرم در هکتار پتاسیم به خاک افزوده میگردد؛ اما نکته قابلتوجه این است که تمام این عناصر بهصورت تقسیطی و در طی چند نوبت باید با خاک مخلوط گردند. در تحقیقی که در دانشکده کشاورزی دانشگاه تهران انجام شد مقدار مناسب نیتروژن مصرفی در هکتار در حدود ۳۰ تا ۶۰ کیلوگرم در هکتار بیان شد. به گفته این محققان بسته به هدف تولید گل محمدی میتواند این مقادیر متفاوت باشد بهگونهای که چنانچه هدف تولید گلدرشتتر است میتواند از ۶۰ کیلوگرم در هکتار نیتروژن استفاده نمود اما درصورتیکه هدف استحصال گلاب است میتواند از مقادیر کمتر تا ۳۰ کیلوگرم در هکتار استفاده نمود. در این تحقیق میزان توصیهشده نیتروژن ۳۰ کیلوگرم در هکتار بهصورت نیترات آمونیوم و ۳۰ تا ۶۰ کیلوگرم پتاسیم بهصورت سولفات پتاسیم بیان شد.(دانشخواه و همکاران، ۱۳۸۶). درهرصورت باید به تأثیر منفی افزایش پتاسیم خاک برجذب سایر عناصر نیز توجه ویژه نمود. بهصورت کلی میزان مورد استفاده پتاسیم و فسفر در مزارع گل محمدی به ترتیب ۲۰ تا ۵۰ کیلوگرم و ۵۰ تا ۹۰ کیلوگرم بیانشده است. در کنار عناصر پرمصرفی مانند نیتروژن، پتاسیم و فسفر باید عناصر کممصرف را نیز مورد توجه قرارداد زیرا این عناصر نیز در فرایندهای مختلف گیاهان نقش بسیار حیاتی ایفا میکنند. مقدار مناسب این عناصر در خاک مزارع گل محمدی به ترتیب: بور ۰۵/۰ تا ۵/۰، آهن ۳/۰ تا ۳، منگنز ۲/۰ تا ۳، روی ۳۰/۰ تا ۳، مس ۰۰۱/۰ تا ۵/۰ و مولیبدن۰۱/۰ تا ۱/۰ میلیگرم در کیلوگرم بیانشده است (Karlik et al., 2003). استفاده مناسب از عناصر کم مصرف در موارد متعددی باعث بالا رفتن مقاومت گل محمدی به شرایط نامساعد محیطی شده است. هرچند که اطلاعات ذکرشده در بالا میتواند تا حد زیادی مثمر ثمر باشد اما باید قبل از هرگونه پیشنهادی مبنی بر توصیه برنامههای کود دهی مزارع گل محمدی آزمایشهای تجزیه عناصر خاک و اندامهای گیاهی انجامشده و بر اساس آن توصیههای کود دهی مزارع انجام پذیرد.
کود دامی
شاید کمتر موردی در اصلاح شرایط فیزیکی و میکروبی خاک بهاندازه استفاده از کودهای دامی حیاتی باشد این کودها باعث افزایش ظرفیت نگهداری آب، متعادل کردن PH خاک، جلوگیری از فشرده شدن بیشازحد آن و افزایش قابلیت نگهداری عناصر غذایی و در اختیار قرار دادن این عناصر در دسترس ریشه گیاهان میشوند.بهطورمعمول در کشتهای سنتی گل محمدی در ایران در ماه اسفند در حدود ۱۰ تن کود دامی را با خاک مزرعه گل محمدی مخلوط میکنند. در کشور هندوستان توصیهشده است که در سال اول در حدود ۱۸ تا ۲۰ تن کود دامی با خاک مزرعه مخلوط شود. در پژوهشی که در کاشان انجام شد بین مزارعی که از کود دامی استفادهشده بود و مزارعی که از این کود استفادهنشده بود اختلاف چشمگیری مشاهده شد و در مزارعی که هرساله از ۲۰ تن کود دامی استفاده شده بود میزان تولید گل بهمراتب بالاتر بود (موسوی و فیضی، ۱۳۸۰). در اینجا باید به این نکته توجه نمود که کود دامی استفادهشده باید کاملاً پوسیده و عاری از هرگونه تخم حشرات و بذر علفهای هرز باشد در غیر این صورت مشکل مبارزه با علفهای هرز پیش خواهد آمد.
آبیاری
گل محمدی را بهعنوان یکی از گیاهان مقاوم به شرایط کمآبی میشناسند. در کشتهای سنتی فاصله بین دو آبیاری ۷ تا ۲۰ روز متغیر است. کارشناسان توصیه میکنند که در دو سال اول استقرار گیاهان هر ۱۲ تا ۱۵ روز یکبار آبیاری انجام گیرد و پسازآن در سال سوم میتواند تعداد آبیاری را کاهش داد. اولین آبیاری ازاسفند شروعشده و تا اواسط فصل پاییز ادامه پیدا میکند. حساسترین مرحله گل محمدی در برابر کمآبی در طول زمان گلدهی آنها است که در طول این مدت باید دوره آبیاری کاهش یابد و حداقل استرس آبی در این مرحله به وجود آید. استرس آبی در این مرحله باعث کاهش اندازه گلهای تولیدی و افت شدید کیفیت محصول خواهد شد. در تحقیقی که در کاشان انجام گرفت مناسبترین تعداد آبیاری ۵ بار به دست آمد. البته در این تحقیق کمترین تعداد آبیاری موردنیاز برای دستیابی به کیفیت قابلقبول مدنظربود (موسوی و فیضی، ۱۳۸۰). بههرحال باید تا حد امکان تلاش نمود که از یکسوحداقل تنش آبی ممکن به گیاهان واردشده و از طرفی نیز از هدر رفت آب تا حد امکان کاسته شود. در تحقیقی که بهمنظور مقایسه کارایی آبیاری قطرهای و آبیاری غرقابی در کاشان انجام شد گیاهانی که با سیستم آبیاری قطرهای آبیاری شده بودند علاوه بر مصرف آب کمتر دارای راندمان تولید بالاتری بودند. در این آزمایش میزان گل تازه برداشتشده در سیستم آبیاری قطره ای در حدود ۱۲۹۰ کیلو در هکتار و عملکرد گیاهان آبیاری شده با سیستم غرقابی حدود ۷۸۰ کیلوگرم ثبتشده و بعلاوه میزان اسانس به دست آمده در روش آبیاری غرقابی ۲۹ گرم در هر ۱۰۰ میلیگرم گلاب و در گیاهان تحت آبیاری قطرهای ۶/۶۴ میلیگرم به ازای هر ۱۰۰ گرم گلاب به دست آمد (فیضی و همکاران، ۱۳۸۰). در انتخاب محل کشت گل محمدی باید دقت نمود که محلی انتخاب شود که حداقل میزان بارندگی آن ۳۵۰ میلیمتر در سال باشد. البته چنانچه مزرعه گل محمدی بهصورت آبی باشد میتواند در مناطق دیگر که میزان بارنگی کمتری دارند نیز اقدام به کشت گل محمدی نمود. در موردانتخاب مناطق مناسب برای مزارعی که بهصورت دیم بوده و آبیاری در آنها انجام نمیگیرد باید دقت بیشتری نمود. در اینگونه موارد نباید میزان بارندگی کمتر از ۳۵۰ میلیمتر در سال باشد.
آمادهسازی خاک و کشت بوتهها
ابتدا در پاییز زمین بهصورت عمیق شخم زدهشده و در حدود ۸ تا ۱۰ تن در هر هکتار کود دامی پوسیده به خاک اضافه میگردد. بوتهها را میتواند دو فصل کشت نمود. اولین و مهمترین زمان کشت در زمستان و پس از برطرف شدن سرمای زمستانه در اسفندماه است. در پاییز نیز میتوان اقدام به کشت نموده و به این صورت گیاهان کشتشده یکفصل رشد به جلو میافتند. روش کشت گل محمدی به دو صورت جوی و پشته و کرتی است که وابسته به تجهیزات مورداستفاده از هرکدام از این روشها میتوان استفاده نمود. مناسبترین فاصله کشتی که در اکثر منابع دیده میشود فاصله چهاردر سه (فاصله بین بوتهها سه متر و بین ردیفها چهار متر) گزارششده است. انتخاب فاصله مناسب وابستگی مستقیم با نوع و شدت هرس دارد بهگونهای که در کشور هندوستان از فاصله ۵/۱ در ۵/۱ استفادهشده اما هرساله بوتهها را هرس میکنند. کشت متراکم باعث بروز مشکلاتی ازجمله دشواری عبور و مرور، کاهش نورگیری بوتهها و سایهاندازی آنها بر روی یکدیگر میشود. اندازه چالههای کشت وابستگی مستقیم به جنس خاک داشته به صورتی که در خاکهای عمیق و حاصلخیز لومی از گودالهای /۵ در /۵ میتوان استفاده نمود درحالیکه در مناطقی که خاک از کیفیت پایینتری برخوردار است عمق و اندازه گودال ۶۰ در ۶۰ و بیشتر، در نظر گرفته میشود تا در سالهای اولیه که درختچه تولید ریشه میکند اجازه افزایش حجم ریشهها را به گیاه داده و گیاه بهخوبی مستقر گردد. در هنگام کشت نیز مقدار ۳ تا ۴ کیلو کود دامی پوسیده با ۲۰ تا ۲۵ گرم کود کامل مخلوط شده و گیاه در این گودال کشت میگردد. البته در مناطقی که درجه قلیاییت خاک بالا است میتوان از گروه خاصی از باکتریهای تجزیهکننده گوگرد و یا باکتریهای آزادکننده فسفر که در بازار موجود هستند نیز جهت متعادل کردن PH و جذب فسفر کمک گرفت. قبل از کشت گیاهچه ها جهت کاهش خسارت موجودات خاکزی مضر بایدآنها را با سموم قارچکش مانند کاپتان تیمار کرده و سپس اقدام به کشت آنها نمود و درنهایت خاک سطحی گودال بر روی ریشهها ریخته شده و آبیاری انجام میشود.
هرس گل محمدی
گل محمدی از گونههای بوتهای گلسرخیان بوده که در اینگونهها ،گلها بر روی شاخههای تشکیلشده در فصل جاری به وجود میآیند. متأسفانه در بین کشاورزان و زارعین گل محمدی یک باور غلط رواج یافته که گل محمدی احتیاج چندانی به هرس نداشته و تنها باید اقدام به حذف شاخههای آلوده و یا بیمار این گیاه نمود. درصورتیکه هرس مناسب در این گیاه تضمینکننده محصول خوب و باکیفیت بالا است. در گیاهانی که هرس مناسب و سالانه در مورد آنها انجام میگیرند نفوذ نور بیشتر بوده و به این دلیل سطح فتوسنتزی این گیاهان بالا رفته و درنهایت محصولی باکیفیت بالاتر تولید میشود. بهعلاوه در اینگونه مزارع امکان عبور و مرور آسان نیز وجود داشته درصورتیکه در مزارعی که هرس در آنها انجام نمیشود علاوه بر کاهش کیفیت محصول به علت وجود پاجوشهای فراوان و در هم رفتن شاخهها برداشت محصول مشکلتر شده و تردد در این مزارع بسیار مشکل میشود. در مورد گل سرخ اینگونه گفته میشود که هر عاملی که بتواند تولید شاخههای جدید را افزایش دهد میتواند باعث افزایش تولید محصول شود. در این گیاه چنانچه سرشاخهها قطع شوند به علت کاهش غالبیت انتهایی جوانه انتهای ساقه جوانههای جانبی شروع به رشد کرده و درنتیجه تعداد بیشتری جوانه تولید میشود. زمان انجام هرس در اقلیمهای مختلف متفاوت بوده اما عموماً بعد از رفع خطر سرمای زمستان و قبل از بیدار شدن جوانهها انجام میگردد. بر ساس تحقیقات انجامگرفته توصیه میشود که هرساله ۱۵ سانتیمتر از سرشاخهها حذف شوند. به این صورت در تمام شاخههایی که روی آنها عمل هرس انجامشده است تعداد زیادی جوانه تحریکشده و این جوانهها شاخههای جدید را تولید میکنند. نتایج آزمایشهای انجامشده حاکی از آن است که استفاده از این هرس باعث افزایش عملکرد و کیفیت اسانس تولیدی شده است. در گلستانهای کشور ایران هیچگونه هرسی انجام نمیشود و تنها هر ۵ تا ۶ سال یکبار اقدام به کف بری بوتهها میکنند. با انجام این کار عملاً گیاه تا دو تا سه سال آینده از چرخه تولید خارج میشود. با توجه به مطالب ذکرشده و نتایج منفی اقتصادی عدم استفاده صحیح از فنون هرس گل محمدی آشنا کردن کشاورزان با این روش هرس و آموزش آنها ضرورت پیدا میکند.
برای تربیت نهال گل محمدی نیز میتواند گیاه تازه کشتشده را در سال اول سر برداری نمود. در سال دوم دو هرس انجام میشودیکبار در اواسط تابستان و دیگری پیش از فرارسیدن سرمای زمستانه که اولین سر برداری از ارتفاع ۵۰ و دومین سر برداری از ارتفاع ۷۵ سانتیمتری انجام میگیرد؛ و در سالهای بعد هرساله گیاهان از ارتفاع یک متری سر برداری میشوند. در آزمایشی که در مورد بررسی تأثیر ارتفاع سر برداری و ارتباط آن باکیفیت اسانس تولیدی گل رز انجام شد مشخص شد که از بین سه ارتفاع سر برداری ۶۰، ۹۰ و ۱۲۰ سانتیمتر بهترین نتایج را گیاهان سر برداری شده در ارتفاع ۹۰ سانتیمتری نشان دادند. در این گیاهان تمام شاخصهای کیفی اندازهگیری شده نسبت به دو ارتفاع دیگر بالاتر بوده و بهعنوان بهترین ارتفاع سر برداری گزارش شد (pal et all., 2014).
برداشت، اسانس گیری و خشککردن گلبرگها
از سال سوم بعد از کشت نهال برداشت گل محمدی شروعشده و وابسته به تراکم کشت و نحوه نگهداری گیاه تا سال نهم نیز ادامه پیدا میکند. البته در روش کشت و پرورش سنتی که در ایران رواج دارد تا سال ششم برداشت ادامه یافته و به دلیل کاهش اندازه و کیفیت محصول تولیدی اقدام به کف بر کردن بوتهها میکنند. زمان برداشت گل محمدی بسته به ژنوتیپ کشتشده و اقلیمهای مختلف متفاوت است؛ اما بهصورت کلی میتوان گفت که در یک بازه زمانی بین اوایل اردیبهشت ماه شروع و تا اواخر خردادماه به طول میانجامد. عملیات برداشت توسط دست انجامگرفته و شاید پرهزینهترین بخش کشت و کار گل محمدی نیز برداشت آن است. متوسط تولید در کشور ایران کمتر از دو تن در هکتار بوده در شرایطی که متوسط تولید کشور هندوستان ۵/۳ تا ۵/۴ تن گزارششده است.
در تحقیقی که در دانشگاه سلیمان دمیرل در سال ۲۰۰۲ انجام شد تأثیر زمان برداشت، مدت زمان مرحله تخمیر و استفاده از ماده towin 20 به عنوان ماده خیسکننده برکیفیت فراورده گل موردبررسی قرار گرفت. گلها در ساعت ۸ تا ۱۰ صبح چیده شدند، زمان برداشت گلها در ۲۴ می، یک، هشت و ۱۵ جون انتخاب شد. جهت تأثیر زمان برداشت گلها فوراً پس از برداشت مورد آنالیز شیمیایی قرار گرفتند (آزمایش یک)، در آزمایش دوم جهت بررسی مدت زمان تخمیر بر فراورده تولیدی اسانس و مواد تشکیلدهنده آن گلهای برداشت شده در ۲۴ می تحت تیمار صفر،۱۲، ۲۴ و ۳۶ ساعت تخمیر قرار داده شدند. برای عمال تخمیر گلها دربستههای دربسته ای در دمای ۲۵ درجه قرار داده شدند. تأثیر غلظتهای مختلف صفر، ۱۰۰۰، ۲۵۰۰ و ۵۰۰۰۰ towin 20 در کیفیت اسانس تولیدی موردبررسی قرار گرفت. پنج ترکیب مهم این اسانس یعنی سیترونلول، ژرانیول، نرول، لینالول و فنیل اتیل الکل توسط کروماتوگرافی گازی مورد آنالیز قرار گرفت. نتایج به دست آمده نشان داد که بیشترین میزان اسانس به دست آمده در گلهای برداشت شده در ۲۴ می به میزان ۰۴۰/۰درصد به دست آمد. در این آزمایش مشخص شد که با افزایش دما در برداشتهای بعدی میزان تولید اسانس به صورت نزولی کاهش مییابد. با فاصله گرفتن از زمان برداشت در ۲۴ می مقدار ۳ ماده مذکور به جز سیترونلول بهصورت نزولی کاهش یافته اما میزان سیترونلول به صورت تصاعدی افزایش پیدا کرد. مقدار لینالول نیز بدون تغییر باقی ماند. شاخص کیفیت اسانس رز یعنی میزان سیترونلول به ژرانیول با افزایش زمان از برداشت ۲۴ می افزایش یافت. بهترین میزان ثبت شده در ۳۰/۱ تا ۲۵/۱ است. در این آزمایش بالاترین میزان این نسبت در گلهای برداشت شده در گلهای ۸ جون به دست آمد. در این آزمایش میزان اسانس گلهایی که به صورت تازه و بدون انجام تخمیر اسانس گیری شده بودند بیشتر بود. با افزایش مدت زمان تخمیر میزان اسانس به صورت زیر کاهش پیدا کرد. ۰۳۵/۰، ۰۳۰/۰، ۰۲۷/۰ و ۰۲۵/۰ در زمان صفر، ۱۲، ۲۴ و ۳۶ ساعت. فرایند تخمیر در میزان مواد مؤثره نیز مؤثر بود و بالاترین تغییر در مورد سیترونلول و ژرانیول مشاهده شد. با افزایش مدت زمان تخمیر میزان سیترونلول افزایش یافته و میزان ژرانیول کاهش پیدا میکند. در آزمایش سوم نیز تأثیر افزودن توین ۲۰ معنیدار بوده و بالاترین میزان اسانس به دست آمده در تیمار ۲۵۰۰ میلیگرم در لیتر این ماده مشاهده شد. علت اصلی این موضوع تأثیر این ماده در کاهش کشش سطحی روغنهای موجود در تریکورم ها بیان شده است. در این آزمایش توین ۲۰ اثر سویی بر مواد موثره اسانس نداشته و میتوان از این ماده در افزایش اسانس استفاده نمود. درنهایت مشخص شد که دادن تخمیر کوتاه مدت برای رسیدن به میزان دلخواه سیترونلول ۳۵% ضروری بوده و بدون انجام آن میزان این ماده در حد قابل قبول نخواهد بود.
برچسب:
نویسنده: یوسف حسینیپور